در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تختی که بیماران روی آن استراحت میکنند و مراقبت میشوند.
A bed where a sick person rests and receives care.
«او هفتهها روی تخت بیمار دراز کشید.»
“He lay on his sickbed for weeks.”
«پرستار تخت بیمار را کنترل کرد.»
“The nurse checked on the patient’s sickbed.”