siccing

sic·cing/sɪkɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): siccedpast participle (مفعولی): sicced-ing (حال): siccing3rd (سوم): siccs

فعل — حمله کردن

حمله کردنگسیل کردن سگ برای حمله

دستور دادن یا تشویق حیوان به حمله به کسی یا چیزی

Order or urge an animal to attack someone or something

«او سگش را به سوی مزاحم گسیل کرد.»

He sicced his dog on the intruder.

«مربی سگ‌ها را در طول تمرین به حمله تحریک می‌کند.»

The trainer is siccing the dogs during the exercise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sendingفرستادن

رایج. معنای کلی‌تر دارد؛ sic دستور حمله به حیوان است.

Common. More general; 'sic' implies aggressive command specifically to animals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000