sicca

sic·ca/ˈsɪkə/
adjective (صفت)technical

صفت — خشک

خشکبی‌آب

خشک؛ به‌ویژه در اصطلاحات پزشکی و گیاهی برای توصیف خشکی.

Dry; especially used in botanical and medical terminology to describe dryness.

«گیاهان بیابان خشک با آب کم زنده می‌مانند.»

The sicca desert plants survive with little water.

«بیمار از علائم خشکی دهان رنج می‌برد.»

The patient suffers from sicca symptoms in the mouth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dryخشک

رایج، مترادف عمومی برای نبود رطوبت.

Common, general synonym used in many contexts for lack of moisture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000