moist

/mɔɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): moistersuperlative (عالی): moistest

صفت — مرطوب

مرطوبنمناک

کمی خیس یا مرطوب، معمولاً به گونه‌ای دلپذیر.

Slightly wet or damp, often pleasantly so.

«خاک پس از باران مرطوب است.»

The soil is moist after the rain.

«او کیک مرطوب را بیشتر از کیک خشک دوست دارد.»

She likes moist cake better than dry cake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dampنمناک

رایج. معنای مشابه ولی ممکن است خیس بودن ناخوشایند را برساند، مثل زیرزمین نمناک در برابر کیک مرطوب.

Common. Similar meaning but can imply more unpleasant wetness — like a damp basement compared to moist cake.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000