signifying

sig·ni·fy·ing/ˈsɪɡnɪfaɪɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): signifiedpast participle (مفعولی): signified-ing (حال): signifying3rd (سوم): signifies

فعل — معنی دادن

معنی دادننشانه بودن

مصدر استمراری signify؛ نشان دادن، معنی دادن یا نمایانگر چیزی بودن.

Present participle of signify; to indicate, mean, or represent something.

«چراغ قرمز نشان می‌دهد که باید توقف کنی.»

The red light is signifying that you must stop.

«لحن او نشان‌دهنده نارضایتی بود.»

His tone was signifying displeasure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indicatingاشاره کردن

روزمره. به معنی نشان دادن یا اشاره کردن است و در بسیاری موارد با signify قابل تعویض است.

Common. Means to point out or show, interchangeable with signify in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000