silencing

si·lenc·ing/ˈsaɪ.lən.sɪŋ/
silenceabsence of sound-ingpresent participle or gerund
noun (اسم)formal

اسم — سکوت کردن

سکوت کردنخاموش کردن

عمل جلوگیری از صحبت یا ابراز نظر کسی.

The act of preventing someone from speaking or expressing opinions.

«خاموش کردن معترضان آزادی بیان را نقض می‌کند.»

The silencing of protesters violates free speech.

«رسانه‌های اجتماعی می‌توانند در سکوت کردن صداها نقش داشته باشند.»

Social media can play a role in silencing voices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
censorshipسانسور

رسمی. معمولاً مربوط به جلوگیری از سخن یا اطلاعات توسط مقامات است.

Formal. Often related to suppressing speech or information by authority.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000