silverware

sil·ver·ware/ˈsɪlvərwɛər/
silvera precious metalwareitems of a particular kind, typically manufactured items
noun (اسم)common

اسم — کارد و چنگال

کارد و چنگالظروف نقرهقاشق و چنگال

ابزار غذاخوری (چنگال، قاشق، چاقو) ساخته شده از نقره یا روکش نقره، یا به طور کلی، هر ابزار فلزی که برای غذا خوردن استفاده می‌شود.

Eating utensils (forks, spoons, knives) made of or coated with silver, or more generally, any metal utensils used for eating.

«او ظروف نقره را قبل از مهمانی شام برق انداخت.»

She polished the silverware before the dinner party.

«ما برای وعده‌های غذایی روزمره از قاشق و چنگال استیل استفاده می‌کنیم.»

We use stainless steel silverware for everyday meals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutleryکارد و چنگال

روزمره. این یک مترادف مستقیم برای ابزار غذاخوری، به ویژه چاقو، چنگال و قاشق است. در معنای عمومی ابزار فلزی با 'silverware' قابل تعویض است. 'لطفاً میز را با کارد و چنگال بچینید' به همان خوبی 'میز را با ظروف نقره بچینید' است.

Everyday. This is a direct synonym for eating utensils, particularly knives, forks, and spoons. It's interchangeable with 'silverware' in the general sense of metal utensils. 'Please set the table with cutlery' works just as well as 'set the table with silverware'.

flatwareکارد و چنگال

رایج، به ویژه در آمریکای شمالی. 'Flatware' اصطلاح رایج دیگری برای ابزار غذاخوری است، که معمولاً از فولاد ضد زنگ یا فلزات دیگر ساخته شده و به اقلام مسطح‌تر مانند چنگال و قاشق اشاره دارد. اغلب به طور متناوب با 'silverware' به معنای عمومی استفاده می‌شود. 'ما برای آشپزخانه کارد و چنگال جدید خریدیم'.

Common, especially in North America. 'Flatware' is another common term for eating utensils, typically made of stainless steel or other metals, referring to the flatter items like forks and spoons. Often used interchangeably with 'silverware' in a general sense. 'We bought new flatware for the kitchen.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000