sizzle

siz·zle/ˈsɪz.əl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sizzledpast participle (مفعولی): sizzled-ing (حال): sizzling3rd (سوم): sizzles

فعل — صدای سرخ شدن

صدای سرخ شدنهیز کردن

صدای هیس مانند سرخ شدن غذا در روغن داغ یا چربی دادن.

To make a hissing sound like food frying in hot oil or fat.

«بیکن در ماهیتابه هیس می‌کرد.»

The bacon sizzled in the pan.

«به صدای هیس استیک‌ها روی گریل گوش کن.»

Listen to the sizzle of the steaks on the grill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hissسوت کشیدن

رایج. معنای مشابه برای صدای تیز هیس، مخصوصا از سرخ شدن یا بخار.

Common. Similar meaning for a sharp hissing noise, especially from frying or steam.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000