skilful

skil·ful/ˈskɪlfəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more skilfulsuperlative (عالی): most skilful

صفت — ماهر

ماهرزبر

دارای مهارت یا نشان دادن مهارت؛ ماهر، قادر.

Having or showing skill; expert, capable.

«او موسیقیدان ماهری است.»

She is a skilful musician.

«راننده ماهر می‌تواند جاده‌های سخت را کنترل کند.»

A skilful driver can manage difficult roads.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expertمتخصص

رایج. بر سطح بالای مهارت و دانش تأکید دارد، نزدیک به 'skilful' است.

Common. Emphasizes high level of skill and knowledge, closely related to 'skilful'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000