skimp

/skɪmp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): skimpedpast participle (مفعولی): skimped-ing (حال): skimping3rd (سوم): skimps

فعل — صرفه‌جویی بیش از حد کردن

صرفه‌جویی بیش از حد کردنکوتاهی کردن

کاری را با دقت، تلاش یا منابع کمتر از حد لازم انجام دادن، اغلب برای صرفه‌جویی در پول یا زمان.

To do something with less care, effort, or resources than necessary, often to save money or time.

«در گزارش خود در جزئیات مهم کوتاهی نکنید.»

Don’t skimp on important details in your report.

«او در نقاشی کوتاهی کرد و دیوار بد به نظر می‌رسد.»

He skimped on the paint and the wall looks bad.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000