skimped

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/skɪmpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): skimpedpast participle (مفعولی): skimped-ing (حال): skimping3rd (سوم): skimps

فعل — صرفه‌جویی کرد

صرفه‌جویی کردکم گذاشت

گذشته فعل skimp؛ کمتر از حد لازم زمان، پول یا تلاش صرف کردن.

Past tense of skimp; to spend less time, money, or effort than necessary.

«برای صرفه‌جویی، در مواد اولیه کم گذاشتند.»

They skimped on the ingredients to save money.

«اگر می‌خواهی قبول شوی، در درس خواندن کوتاهی نکن.»

Don't skimp on studying if you want to pass.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000