skirmishing

skirm·ish·ing/ˈskɜːr.mɪʃ.ɪŋ/
skirmisha minor fight or battle-ingpresent participle suffix
noun (اسم)formal

اسم — درگیری‌های کوچک

درگیری‌های کوچکزد و خوردهای کوتاه

شرکت در درگیری‌های کوچک و کوتاه‌مدت، معمولاً بین گروه‌های کوچک یا پیش‌مرگان.

Engaging in small, brief fights or conflicts, often between small groups or scouts.

«سربازان در حومه شهر زد و خورد داشتند.»

The soldiers were skirmishing on the outskirts of the town.

«قبل از نبرد اصلی درگیری‌های کوچک آغاز شد.»

Skirmishing broke out before the main battle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clashدرگیری

متداول. به درگیری‌های کوتاه اشاره دارد، در زمینه نظامی غالباً جایگزین می‌شود.

Common. Refers to short fights or conflicts, often interchangeable in military contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000