slabbed

/slæbd/
slaba large, flat piece-edpast tense
adjective (صفت)formal

صفت — تخته‌کاری شده

تخته‌کاری شده

با تخته‌های بزرگ پوشیده شده یا مجهز شده.

Covered or furnished with slabs.

«کف با تخته‌های مرمر پوشیده شده بود.»

The floor was slabbed with marble.

«برای دوام، راه‌رو را با تخته پوشاندند.»

They slabbed the walkway for durability.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000