slaved

/sleɪvd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): slavedpast participle (مفعولی): slaved-ing (حال): slaving3rd (سوم): slaves

فعل — زحمت کشید

زحمت کشیدسخت کار کرد

به سختی یا به طور پیوسته کار کردن، اغلب به شکل طاقت‌فرسا.

Worked very hard or continuously, often in a demanding way.

«او تمام شب سخت روی پروژه کار کرد.»

He slaved over the project all night.

«آنها از طلوع تا غروب در مزرعه سخت کار کردند.»

They slaved in the fields from dawn till dusk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
toiledزحمت کشید

رسمی یا ادبی. بر سختی و تداوم کار تاکید دارد، در زمینه کار سخت قابل جایگزینی است.

Formal or literary. Emphasizes hard, continuous work. Interchangeable in contexts of hard labor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000