toiled

/tɔɪld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): toiledpast participle (مفعولی): toiled-ing (حال): toiling3rd (سوم): toils

فعل — زحمت کشیدن

زحمت کشیدنرنج بردن

خسته‌کننده و سخت کار کردن، معمولاً فعالیت جسمی زیاد.

Worked very hard and continuously, often physically demanding work.

«او تمام روز در مزرعه سخت کار کرد.»

He toiled all day in the fields.

«آن‌ها سخت کار کردند تا پروژه را به موقع تمام کنند.»

They toiled to finish the project on time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laboredکار سخت انجام دادن

رسمی. تاکید بر کار سخت، معمولا جسمی؛ در بسیاری از موارد قابل تعویض.

Formal. Emphasizes hard, often physical work; interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000