slippery as an eel

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

slip·per·y as an eel/ˈslɪp.ɚ.i æz ən iːl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — گریزپا بودن

گریزپا بودنمهارنشدنی بودن

آن‌قدر گریزان یا پیچیده بودن که مهار کردنش سخت باشد.

very difficult to catch, control, or deal with

«آن بچه هنگام حمام مثل مارماهی از دست درمی‌رفت.»

The child was slippery as an eel at bath time.

«آن مظنون خیلی گریزپا از آب درآمد.»

The suspect proved slippery as an eel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000