sloth

/sloʊθ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): sloths

اسم — سُست

سُستتنبلاسلات

یک جانور آهسته حرکت‌کننده گرمسیری آمریکای جنوبی با چنگال‌های بلند.

A slow-moving tropical American mammal with long claws.

«اسلات به آرامی از میان درختان حرکت می‌کرد.»

The sloth moved slowly through the trees.

«اسلات‌ها بیشتر وقت خود را آویزان از شاخه‌ها می‌گذرانند.»

Sloths spend most of their time hanging from branches.

2noun (اسم)common

اسم — تنبلی

تنبلیبی‌حوصلگیکاهلی

تنبلی؛ بی‌میلی به کار یا تلاش کردن.

Laziness; reluctance to work or make an effort.

«تنبلی او مانع اتمام پروژه‌اش شد.»

His sloth prevented him from finishing the project.

«تنبلی اغلب به عنوان یک ویژگی منفی شناخته می‌شود.»

Sloth is often seen as a negative character trait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lazinessتنبلی

رایج. مترادف مستقیم بی‌میلی به کار یا تلاش.

Common. Direct synonym for unwillingness to work or exertion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000