sloshe

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/slɒʃ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): sloshedpast participle (مفعولی): sloshed-ing (حال): sloshing3rd (سوم): sloshes

فعل — قل‌قل کردن

قل‌قل کردنپاشیدن

مایع را با صدای بلند و اغلب با پاشیدن ریختن یا حرکت دادن.

To spill or move liquid noisily, often with splashing.

«وقتی از برکه رد شد، آب قل‌قل کرد.»

She sloshed water as she walked through the puddle.

«قایق روی موج‌ها قل‌قل کرد.»

The boat sloshed on the waves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splashپاشیدن

رایج. بسیار مشابه در معنی، اغلب قابل تعویض.

Common. Very similar in meaning, often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000