sloppier

slop·pi·er/ˈslɒpiər/
slopto spill or splash liquid-ycharacterized by-ercomparative form
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): sloppiersuperlative (عالی): sloppiest

صفت — نامرتب‌تر

نامرتب‌ترشُل‌تر

بی‌نظم‌تر یا بی‌دقت‌تر از دیگری در ظاهر یا کار.

More messy or careless in appearance or work than another.

«دستخط او نامرتب‌تر از من است.»

His handwriting is sloppier than mine.

«کار امروز از حد معمول بیشتر شل و نامرتب بود.»

Today’s work was sloppier than usual.

تفاوت با واژه‌های مشابه
messierنامرتب‌تر

روزمره. معمولاً هنگام مقایسه مرتب بودن قابل جایگزین است.

Everyday. Often interchangeable when comparing neatness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000