sloping

slop·ing/ˈsloʊpɪŋ/
slopean inclined surface or gradient-ingpresent participle
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more slopingsuperlative (عالی): most sloping

صفت — شیب‌دار

شیب‌دارکج‌شده

دارای سطحی که به سمت پایین یا بالا متمایل است.

Having a surface that inclines or tilts downward or upward.

«سقف شیب‌دار است تا آب باران جاری شود.»

The roof is sloping to allow rainwater to drain.

«آن‌ها خانه‌ای روی تپه شیب‌دار ساختند.»

They built a house on the sloping hill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inclinedمتمایل

رایج. برای توصیف سطوح شیبدار یا گرایش‌ها به کار می‌رود؛ معنای مشابه.

Common. Used to describe slanted surfaces or attitudes; similar meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000