slogs

/slɒɡz/
slogto work hard and steadily; to walk or move with heavy, laborious steps-sthird person singular present tense suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sloggedpast participle (مفعولی): slogged-ing (حال): slogging3rd (سوم): slogs

فعل — سخت کار می‌کند

سخت کار می‌کندبا زحمت راه می‌رودبه دشواری پیش می‌رود

سوم شخص مفرد زمان حال فعل 'slog'. به معنای سخت و پیوسته کار کردن؛ یا با گام‌های سنگین و دشوار راه رفتن یا حرکت کردن.

Third person singular present tense of 'slog'. To work hard and steadily at something; to walk or move with heavy, laborious steps.

«او هر شب با زحمت تکالیفش را انجام می‌دهد.»

He slogs through his homework every night.

«دونده با گام‌های سنگین از تپه شیب‌دار بالا می‌رود.»

The runner slogs up the steep hill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
toilsسخت کار می‌کند

رسمی/ادبی. بسیار سخت و پیوسته کار کردن. بر تلاش و زحمت زیاد در کار تأکید دارد. 'او تمام روز در مزارع سخت کار می‌کند.' این عبارت درست است. 'او تمام روز در مزارع slogs' نیز درست است اما 'toils' حس کمی کهن‌تر/ادبی‌تر دارد.

Formal/literary. To work extremely hard and continuously. Emphasizes the effort and labor involved in work. 'He toils in the fields all day.' This works. 'He slogs in the fields all day' also works but 'toils' has a slightly more archaic/literary feel.

plodsبه کندی و با زحمت پیش می‌رود

روزمره. با سنگینی یا آهسته راه رفتن. بیشتر بر حرکت آهسته و سنگین تمرکز دارد تا تلاش کاری. 'اسب پیر با کندی از تپه بالا می‌رود.' این عبارت درست است. 'اسب پیر با زحمت از تپه بالا می‌رود' نیز قابل قبول است.

Everyday. To walk heavily or slowly. Focuses more on the slow, heavy movement rather than the effort of work. 'The old horse plods up the hill.' This works. 'The old horse slogs up the hill' is also acceptable.

2noun (اسم)commonplural (جمع): slogs

اسم — کارهای سخت

کارهای سختتلاش‌های طاقت‌فرساراه‌های دشوار

جمع 'slog'. یک دوره کار یا تلاش طاقت‌فرسا؛ یک پیاده‌روی یا سفر طولانی و دشوار.

Plural of 'slog'. A period of laborious work or effort; a long, difficult walk or journey.

«این پروژه شامل بسیاری کارهای سخت و شب‌بیداری‌های طولانی بود.»

The project involved many long slogs and late nights.

«کوهنوردان برای رسیدن به قله با چندین راهپیمایی طاقت‌فرسا مواجه شدند.»

The mountain climbers faced several grueling slogs to reach the summit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laborsزحمات

رسمی/ادبی. کار فیزیکی یا ذهنی سخت. در مورد خود تلاش قابل تعویض است. 'زحمات او بالاخره نتیجه داد.' این عبارت درست است. 'سخت‌کوشی‌های او بالاخره نتیجه داد' کمی کمتر رسمی به نظر می‌رسد.

Formal/literary. Hard physical or mental work. Can be interchangeable when referring to the effort itself. 'His labors eventually paid off.' This works. 'His slogs eventually paid off' sounds slightly less formal.

treksسفرهای سخت

روزمره. سفرهای طولانی و طاقت‌فرسا، به ویژه پیاده. در مورد سفرهای دشوار قابل تعویض است. 'آنها سفرهای طولانی و دشواری را از میان کوهستان‌ها انجام دادند.' این عبارت درست است. 'آنها راه‌های دشوار طولانی را از میان کوهستان‌ها انجام دادند' نیز درست است.

Everyday. Long arduous journeys, especially by foot. Interchangeable when referring to difficult journeys. 'They undertook long treks through the mountains.' This works. 'They undertook long slogs through the mountains' also works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000