toils

/tɔɪlz/
1noun (اسم)literaryplural (جمع): toils

اسم — مشقت

مشقتزحمتتلاش سخت

کار سخت و مداوم؛ زحمت‌کشی طاقت‌فرسا.

Hard, continuous work; exhausting labor.

«پس از سال‌ها مشقت، سرانجام به رویای خود دست یافت.»

After years of toils, he finally achieved his dream.

«مشقت‌های جنگ بسیاری را زخمی کرد.»

The toils of war left many scarred.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drudgeryکار سخت و خسته‌کننده

روزمره/کمی منفی. بر کارهای یکنواخت، ناخوشایند و پست تاکید دارد. 'کار سخت خانه‌داری' درست است، اما 'کار سخت اختراع' درست نیست. اغلب برای توصیف کارهای خسته‌کننده استفاده می‌شود.

Everyday/Slightly negative. Emphasizes monotonous, unpleasant, and menial labor. 'The drudgery of housework' works, 'The drudgery of inventing' does not. Often used to describe tedious tasks.

laborکار

رسمی. اصطلاحی کلی‌تر برای کار، اغلب به معنای تلاش فیزیکی است. قابل جایگزینی است اما toils به دشواری و پشتکار بسیار بیشتری اشاره دارد. 'کار فیزیکی' درست است، 'مشقت‌های کار فیزیکی' بر دشواری تاکید دارد.

Formal. A more general term for work, often implying physical effort. Can be interchangeable but 'toils' suggests more extreme difficulty and persistence. 'Physical labor' works, 'the toils of physical labor' emphasizes the difficulty.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): toiledpast participle (مفعولی): toiled-ing (حال): toiling3rd (سوم): toils

فعل — مشقت کشیدن

مشقت کشیدنزحمت کشیدنسخت کار کردن

بسیار سخت و بدون وقفه کار کردن.

To work extremely hard and continuously.

«او بی‌وقفه مشقت می‌کشد تا خانواده‌اش را تامین کند.»

She toils tirelessly to support her family.

«آنها سال‌ها در معادن سخت کار کردند.»

They toiled in the mines for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laborکار کردن

رسمی. اصطلاحی کلی برای کار کردن، اغلب با تلاش فیزیکی. 'در مزارع کار کردن' درست است. 'در مزارع مشقت کشیدن' بر طبیعت طاقت‌فرسا و خسته‌کننده کار تاکید دارد.

Formal. A general term for working, often with physical effort. 'To labor in the fields' works. 'To toil in the fields' emphasizes the strenuous and exhaustive nature of the work.

slaveبردگی کردن

غیررسمی/استعاری. بر کار کردن در شرایط سخت یا بیش از حد، مانند یک برده، تاکید دارد. بار معنایی منفی قوی در مورد فقدان آزادی یا استثمار شدید دارد. 'او در شغلش بردگی می‌کرد' درست است، اما toil کمتر افراطی و بیشتر در مورد تلاش است.

Informal/Figurative. Emphasizes working under harsh conditions or excessively, as if a slave. It carries a strong negative connotation about lack of freedom or extreme exploitation. 'He slaved away at his job' works, but 'toil' is less extreme and more about effort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000