plods

/plɒdz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ploddedpast participle (مفعولی): plodded-ing (حال): plodding3rd (سوم): plods

فعل — قدم‌زدن آهسته

قدم‌زدن آهستهکُند راه رفتن

با تلاش یا خستگی، به آرامی و سنگین قدم برداشتن.

Walk slowly and heavily, often with effort or fatigue.

«او به آرامی روی مسیر گل‌آلود قدم برمی‌دارد.»

He plods along the muddy path.

«او با تلاش از میان برف سنگین گذشت.»

She plodded through the heavy snow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trudgeکُند و سنگین راه رفتن

رایج. تأکید بر راه رفتن خسته و سنگین؛ مشابه plod.

Common. Emphasizes tired, heavy walking; similar to plod.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000