slobbery

slob·ber·y/ˈslɒbəri/
slobbersaliva dripping-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): slobberiersuperlative (عالی): slobberiest

صفت — آب دهانی

آب دهانیپر بزاق

پر از بزاق یا آب دهان، مرطوب و چسبناک.

Covered with or characterized by saliva or drool.

«سگ پر آب دهان دستم را لیس زد.»

The slobbery dog licked my hand.

«او دستمال پر بزاق را تمیز کرد.»

He wiped the slobbery napkin clean.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droolyآب دهانی

غیررسمی. به چیزی مرطوب با آب دهان اشاره دارد.

Informal. Refers more casually to something wet with saliva.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000