slobbers
فعل — آب دهان میریزد
سوم شخص مفرد زمان حال فعل 'slobber'. اجازه دادن به بزاق یا مایع که از دهان بیرون بریزد؛ آب دهان سرازیر شدن.
Third person singular present tense of 'slobber'. To let saliva or liquid dribble from the mouth; to drool.
«سگ وقتی غذا میبیند، آب دهانش سرازیر میشود.»
“The dog slobbers when it sees food.”
«او همیشه روی پیشبندش لغوه میاندازد.»
“He always slobbers on his bib.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اجازه دادن به بزاق که از دهان جریان یابد. کاملاً با 'slobbers' قابل تعویض است، اغلب به یک عمل منفعلتر یا ناخودآگاه اشاره دارد. 'نوزاد وقتی میخوابد آب دهانش میریزد.' این عبارت درست است، 'نوزاد وقتی میخوابد لغوه میاندازد' نیز درست است.
Everyday. To let saliva flow from the mouth. Completely interchangeable with 'slobbers', often implying a more passive or unconscious action. 'The baby drools when he sleeps.' This works, 'The baby slobbers when he sleeps' also works.
روزمره. به صورت قطرات کوچک یا جریان نازک جاری شدن. میتواند برای بزاق نیز استفاده شود، اما برای مایعات دیگر نیز، اغلب با تأکید کمتر بر شلختگی. 'آب از شیر آب چکه میکند.' این عبارت درست است. 'آب از شیر آب لغوه میاندازد' عجیب به نظر میرسد.
Everyday. To flow in small drops or a thin stream. Can be used for saliva but also other liquids, often with less emphasis on messiness. 'Water dribbles from the leaky faucet.' This works. 'Water slobbers from the leaky faucet' sounds odd.
اسم — آب دهانها
جمع 'slobber'. بزاق یا مایع دیگری که از دهان سرازیر میشود.
Plural of 'slobber'. Saliva or other liquid that dribbles from the mouth.
«آب دهانهای نوزاد فرش را خیس کرد.»
“The slobbers from the baby made the carpet wet.”
«او مجبور شد لغوه را از چانه سگ پاک کند.»
“He had to wipe the slobbers from the dog's chin.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. بزاق یا مایع که از دهان سرازیر میشود. برای خود مایع قابل تعویض است. 'روی بالش او آب دهان بود.' این عبارت درست است، 'روی بالش او لغوه بود' نیز درست است، هرچند 'slobber' (مفرد) برای مایع رایجتر است.
Everyday. Saliva or liquid dribbling from the mouth. Interchangeable for the liquid itself. 'There was drool on his pillow.' This works, 'There was slobbers on his pillow' also works, though 'slobber' (singular) is more common for the liquid.
فنی/رسمی. مایع آبکی که توسط غدد به دهان ترشح میشود و روانکنندگی لازم برای جویدن و بلع را فراهم میکند. 'بزاق به هضم کمک میکند.' این عبارت درست است. 'لغوها به هضم کمک میکنند' استفاده نمیشود.
Technical/formal. The watery fluid secreted into the mouth by glands, providing lubrication for chewing and swallowing. 'Saliva aids in digestion.' This works. 'Slobbers aids in digestion' would not be used.