dribbles

drib·bles/ˈdrɪb.əlz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dribbledpast participle (مفعولی): dribbled-ing (حال): dribbling3rd (سوم): dribbles

فعل — قطره قطره ریختن

قطره قطره ریختنحرکت دادن توپ

مایع یا بزاق را به آرامی در قطرات کوچک جاری کردن؛ همچنین توپ را در ورزش‌ها به آرامی و مکرر حرکت دادن.

Runs liquid or saliva slowly in small drops; also to move a ball lightly and repeatedly in sports.

«او شیر را قطره قطره از لیوان می‌ریزد.»

He dribbles milk from the cup.

«بازیکن بسکتبال توپ را در زمین به حرکت درمی‌آورد.»

The basketball player dribbles down the court.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trickleچکه کردن

معمولاً برای مقدار کم مایع که به آرامی می‌افتد استفاده می‌شود.

Usually for small amounts of liquid slowly falling.

bounceحرکت دادن به عقب و جلو

برای حرکت توپ با تماس‌های مکرر، دقیقاً مترادف نیست اما مرتبط است.

For ball movement with repeated contacts, not exact synonym but related.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000