splash

/splæʃ/
noun (اسم)common

اسم — پاشیدن

پاشیدنخش‌خش آب

صدای برخورد مایع با سطح و پخش شدن آن.

The sound or action of liquid hitting a surface and scattering.

«صدای پاشیدن قطرات باران روی سقف را شنیدم.»

I heard the splash of raindrops on the roof.

«پاشیدن موج لباس‌هایش را خیس کرد.»

The splash from the wave soaked his clothes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splatterپاشیدن پاش‌پاش

غیررسمی. به پخش نامنظم و اغلب نامرتب مایع اشاره دارد. نزدیک به splash ولی اغلب نامرتب‌تر است.

Informal. Refers to scattering liquid irregularly, sometimes messily. Close to 'splash' but often messier.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000