spitting

spit·ting/ˈspɪtɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spatpast participle (مفعولی): spat-ing (حال): spitting3rd (سوم): spits

فعل — تف کردن

تف کردنآب دهان انداختن

شکل حال استمراری فعل 'تف کردن'؛ بیرون انداختن آب دهان از دهان.

Present participle of 'spit'; to force saliva out of the mouth.

«او دانه‌ها را تف کرد.»

He was spitting out seeds.

«کودک روی زمین تف می‌کرد.»

The child was spitting on the ground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expectoratingخارج کردن بزاق

رسمی/پزشکی. به ندرت در مکالمه روزمره استفاده می‌شود.

Formal/medical term for spitting. Rarely used in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000