در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فرد یا حیوانی که تف میکند.
A person or animal that spits.
«این بچه یک تفکننده کوچک است، همیشه غذایش را بالا میآورد.»
“The baby is a little spitter, always spitting up his food.”
«او در مسابقات پرتاب تخمه آفتابگردان یک قهرمان تفکننده است.»
“He's a champion spitter in sunflower seed contests.”
(بیسبال) یک توپ تفدار، نوعی پرتاب در بیسبال که توسط پرتابکننده با آب دهان یا ماده خارجی روی توپ زده میشود.
(Baseball) A spitball, a pitch thrown by a baseball pitcher with saliva or a foreign substance applied to the ball.
«این پرتابکننده افسانهای به خاطر پرتاب توپ تفدار غیرقابل ضربه زدنش معروف بود.»
“The legendary pitcher was known for his unhittable spitter.”
«استفاده از توپ تفدار اکنون در بیسبال حرفهای غیرقانونی است.»
“Using a spitter is now illegal in professional baseball.”
فنی (بیسبال). این اسم مستقیم برای خود پرتاب است، در حالی که 'spitter' میتواند به پرتابکننده نیز اشاره کند. هنگام اشاره به پرتاب، بسیار قابل جایگزینی است. 'او یک توپ تفدار بد انداخت' درست است.
Technical (baseball). This is the direct noun for the pitch itself, whereas 'spitter' can also refer to the pitcher. Highly interchangeable when referring to the pitch. 'He threw a nasty spitball' works.
باران خفیف یا نمنم باران.
A light rain or drizzle.
«با یک نمنم باران شروع شد، اما بعد باران شدیدتر شد.»
“It started with just a spitter, but then the rain got heavier.”
«نگران این نمنم باران نباش، به سختی باران میبارد.»
“Don't worry about the spitter, it's barely raining.”
روزمره. به باران بسیار خفیف، اغلب یک ریزش مداوم، اشاره دارد. در این زمینه بسیار با 'spitter' قابل جایگزینی است. 'فقط یک نمنم باران خفیف در بیرون' درست است.
Everyday. Refers to very light rain, often a steady fall. Highly interchangeable with 'spitter' in this context. 'Just a light drizzle outside' works.
روزمره. شبیه نمنم باران است، اما اغلب به باران حتی سبکتر یا متناوبتر اشاره دارد. 'یک باران خفیف' رایج است.
Everyday. Similar to drizzle, but often implies even lighter or more intermittent rain. 'A light sprinkle' is common.