smartly

smart·ly/ˈsmɑːrtli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): smartposition (جایگاه): end

قید — به طور شیک

به طور شیکبا ظرافت

به شیوه‌ای مرتب، شیک و باوقار.

In a neat, stylish, or elegant manner.

«او برای مصاحبه به طور شیک لباس پوشید.»

He dressed smartly for the interview.

«او با وقار وارد اتاق شد.»

She walked smartly into the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
elegantlyبا ظرافت

رسمی. تأکید بر روش‌های زیبا و شیک.

Formal. Focuses on graceful or stylish ways of doing something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000