smooth down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/smuð daʊn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — صاف کردن

صاف کردنمرتب کردن

با کشیدن دست روی مو، لباس یا سطحی، آن را صاف و مرتب کردن.

To make hair, clothing, or another surface flat and neat by moving a hand over it.

«او پیش از مصاحبه دامنش را صاف کرد.»

She smoothed down her skirt before the interview.

«او موهای بچه را با دست مرتب کرد.»

He smoothed down the child's hair.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000