در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به آرامی دود کردن بدون شعله
to burn slowly with smoke but without flame
«چوبها بعد از خاموش شدن آتش به آرامی دود کردند.»
“The logs smouldered after the fire died down.”
«دود از خاکسترها به آرامی بلند میشد.»
“Smoke smouldered from the ashes.”
رایج. معنای مشابه ولی smoulder به آتش آهسته اشاره دارد.
Common. Similar meaning but smoulder implies slow, low fire.