sneak

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sniːk/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sneakedpast participle (مفعولی): sneaked-ing (حال): sneaking3rd (سوم): sneaks

فعل — چهارچشمی رفتن

چهارچشمی رفتندزدکی رفتن

به آرامی و مخفیانه حرکت کردن تا کسی متوجه نشود.

To move quietly and secretly to avoid being noticed.

«او بی‌صدا وارد اتاق شد.»

“He sneaked into the room without making a sound.”

«گربه دزدکی از کنار سگ خوابیده رد شد.»

“The cat sneaked past the sleeping dog.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
creep— خزیدن

رایج/غیررسمی. معنی مشابه اما معمولاً حرکت بسیار آهسته را تداعی می‌کند؛ برای حرکت آرام مناسب است.

Common/informal. Similar meaning but often implies very slow movement; suitable for sneaking quietly.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): sneaks

اسم — دزدکی

دزدکیپنهانی

کسی که مخفیانه و اغلب نادرست عمل می‌کند.

A person who moves secretly or behaves in a dishonest way.

«دزدکی رفتار نکن و حقیقت را بگو.»

“Don't be a sneak and tell the truth.”

«او کسی است که مخفیانه به دیگران خبر می‌دهد.»

“He's a sneak who tattles on others.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000