snatching

snatch·ing/ˈsnætʃɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — کندن

کندنچنگ زدنربودن

عمل گرفتن یا برداشتن سریع چیزی.

The act of quickly grabbing or taking something.

«کیف پول در یک حادثه ربودن سریع گرفته شد.»

The purse was taken in a snatching incident.

«او جلوی ربوده شدن گوشی‌اش را گرفت.»

She stopped the snatching of her phone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grabbingگرفتن سریع

رایج. مشابه ولی کلی‌تر؛ در برخی موارد قابل تعویض است.

Common. Similar but more general, often interchangeable in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000