snock

/snɒk/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): snockedpast participle (مفعولی): snocked-ing (حال): snocking3rd (سوم): snocks

فعل — کوبیدن سبک

کوبیدن سبکضربه ملایم

ضربه زدن یا کوبیدن به آرامی و اغلب به طور مکرر.

To knock or strike lightly, often repeatedly.

«قبل از ورود، آرام در زد.»

She snocked on the door before entering.

«برای جلب توجه به آرامی روی میز زد.»

He snocked on the table to get attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
knockضربه زدن

رایج. وقتی درباره ضربه سبک به چیزی صحبت می‌کنیم، جایگزین است.

Common. Interchangeable when referring to light striking on a surface.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000