snores

/snɔrz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): snoredpast participle (مفعولی): snored-ing (حال): snoring3rd (سوم): snores

فعل — خرناس کشیدن

خرناس کشیدنخر و پف کردن

در هنگام خواب با صدای بلند تنفس کردن.

To breathe noisily during sleep.

«او هر شب با صدای بلند خروپف می‌کند.»

He snores loudly every night.

«خروپف او مرا بیدار نگه داشت.»

Her snoring kept me awake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snortصدای خرناس کوتاه

غیررسمی. تنفس کوتاه و پر صدا؛ مرتبط ولی متفاوت با خروپف است.

Informal. A short, noisy breath; related but different from snoring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000