snotter

snot·ter/ˈsnɒtər/
verb (فعل)informalpast (گذشته): snotteredpast participle (مفعولی): snottered-ing (حال): snottering3rd (سوم): snotters

فعل — بینی کشیدن

بینی کشیدنخرناس گرفتن

ایجاد صداهایی از بینی که به دلیل آبریزش یا سرماخوردگی است، مانند بینی کشیدن یا خرناس گرفتن.

To make nasal sounds associated with a runny nose or cold, especially sniffling or snorting.

«او تمام زمستان بینی‌کشید.»

He snottered throughout the winter.

«کودک پس از سرماخوردگی بینی کشید.»

The child snottered after catching a cold.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sniffleبینی کشیدن

رایج. تقریباً مترادف؛ هر دو صدای بینی به خاطر سرماخوردگی یا گریه را توصیف می‌کنند.

Common. Almost synonymous; both describe nasal sounds related to cold or crying.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000