در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک کریستال کوچک یخ که به صورت برف از آسمان میبارد.
A small ice crystal that falls from the sky as snow.
«دانههای برف به آرامی روی زمین مینشستند.»
“The snowflakes gently fell on the ground.”
«هر دانه برف الگوی منحصر به فردی دارد.»
“Every snowflake has a unique pattern.”
رایج. به تکه کوچک اشاره دارد اما همیشه به برف مربوط نیست.
Common. Refers to a small flat piece but can mean any small piece, not only snow.