در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
توده یا تپهای از برف که باد آن را انباشته است.
A mound or bank of snow piled up by the wind.
«ماشین گرفتار توده برف شد.»
“The car got stuck in a snowdrift.”
«پس از طوفان، تودههای برف جاده را بستند.»
“Snowdrifts blocked the road after the storm.”