snowmen

snow·men/ˈsnoʊmɛn/
snowfrozen precipitationmenplural of man
1noun (اسم)commonplural (جمع): snowmen

اسم — آدم‌برفی‌ها

آدم‌برفی‌ها

شکل‌های انسانی‌مانندی که از برف فشرده شده ساخته می‌شوند و اغلب با چیزهایی مثل هویج برای بینی تزئین می‌شوند.

The plural form of snowman, which is a human-like figure made of compressed snow, often with accessories like a carrot for a nose.

«بچه‌ها سه آدم‌برفی در حیاط ساختند.»

The children built three snowmen in the yard.

«آدم‌برفی‌های ما وقتی آفتاب درآمد آب شدند.»

Our snowmen melted when the sun came out.

2noun (اسم)informalplural (جمع): snowmen

اسم — آدم‌های سردمزاج

آدم‌های سردمزاجبی‌احساس‌ها

در برخی بافت‌های غیررسمی، به چند نفر که بی‌احساس یا سرد مزاج به نظر می‌رسند، اشاره دارد.

In some informal contexts, it refers to multiple people who are perceived as being cold or emotionless.

«این آدم‌برفی‌ها در اداره هیچ‌وقت به جوک‌های من نمی‌خندند.»

These snowmen in the office never laugh at my jokes.

«سعی کردم باهاشون حرف بزنم، ولی فقط یه مشت آدم‌برفی بودند.»

I tried to talk to them, but they were just a bunch of snowmen.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000