snowflakes

snow·flakes/ˈsnoʊˌfleɪks/
snowfrozen precipitationflakethin, flat piece
noun (اسم)commonplural (جمع): snowflakes

اسم — شکوفه برف

شکوفه برفدانه برف

بلورهای یخی منفرد که به صورت برف از آسمان می‌ریزند و معمولاً شکل‌های یکتا دارند.

Individual ice crystals that fall from the sky as snow, usually having unique shapes.

«بعد از طوفان، دانه‌های برف زمین را پوشاندند.»

Snowflakes covered the ground after the storm.

«هر دانه برف الگوی منحصربه‌فردی دارد.»

Each snowflake has a unique pattern.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000