solver

solv·er/ˈsɒlvər/
solveto find a solution or answer-erone who performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): solvers

اسم — حل‌کننده

حل‌کنندهراه‌حل یاب

شخص یا چیزی که راه حلی برای یک مشکل پیدا می‌کند.

A person or thing that finds a solution to a problem.

«او به عنوان یک حل‌کننده مشکل باهوش شناخته می‌شود.»

He is known as a brilliant problem solver.

«نرم‌افزار جدید دارای یک حل‌کننده داخلی برای معادلات پیچیده است.»

The new software has a built-in solver for complex equations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fixerرفع‌کننده

غیررسمی. فردی که مشکلات را حل می‌کند یا امور را ترتیب می‌دهد، اغلب به روشی مبتکرانه یا غیررسمی. 'Fixer' گاهی اوقات مفهوم رسیدگی به موقعیت‌های دشوار یا غیرقانونی را دارد که 'solver' اینگونه نیست. 'او به عنوان یک رفع‌کننده در صنعت شناخته می‌شود' درست است، 'او یک حل‌کننده پازل درخشان است' درست است.

Informal. A person who resolves difficulties or arranges matters, often in a resourceful or unofficial way. 'Fixer' sometimes carries a connotation of dealing with tricky or illicit situations, which 'solver' does not. 'He's known as a fixer in the industry' works, 'She's a brilliant puzzle solver' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000