در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عضوی از مردمان کوچنشین و دامپرور ساکن شاخ آفریقا که به زبان سومالیایی صحبت میکنند.
A member of a nomadic pastoral people inhabiting the Horn of Africa and speaking the Somali language.
«مردم سومالی دارای یک سنت شفاهی غنی هستند.»
“The Somali people have a rich oral tradition.”
«او در طول سفرهایش با چندین فرد سومالیایی ملاقات کرد.»
“He met several Somali individuals during his travels.”
مربوط به سومالی، مردم آن، یا زبان آن.
Relating to Somalia, its people, or its language.
«فرهنگ سومالیایی متنوع و پر جنب و جوش است.»
“Somali culture is diverse and vibrant.”
«ساحل سومالی به خاطر سواحل زیبایش مشهور است.»
“The Somali coast is known for its beautiful beaches.”