southing

south·ing/ˈsaʊðɪŋ/
southdirection toward the South Pole-ingnoun or verb action suffix
noun (اسم)formal

اسم — جهت‌یابی به سمت جنوب

جهت‌یابی به سمت جنوبحرکت به سمت جنوب

عمل حرکت یا جهت‌گیری به سمت جنوب

the act of moving or directing toward the south

«جهت‌یابی کشتی در طول سفر پایدار بود.»

The ship’s southing was steady during the voyage.

«آن‌ها حرکت به سمت جنوب را روی نقشه‌هایشان ثبت کردند.»

They recorded the southing on their maps.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000