span

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/spæn/
spanthe full extent or reach of something between two points
1noun (اسم)commonplural (جمع): spans

اسم — دهانه

دهانهفاصله

فاصله یا طول بین دو نقطه یا تکیه‌گاه، مخصوصاً در ساختارهایی مثل پل یا قوس.

The distance or length between two points or supports, especially in a structure like a bridge or an arc.

«دهانه پل ۱۰۰ متر است.»

The bridge has a span of 100 meters.

«تور عنکبوت بین درختان فاصله زیادی را پوشش داده بود.»

The spider's web covered a large span between trees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lengthطول

متداول. وقتی به فاصله اشاره می‌شود معمولاً قابل جایگزینی است ولی کمتر به سازه‌ها اشاره دارد؛ span معمولاً در معنی حمایت یا کشیده شدن بین دو نقطه است.

Common. Can often replace 'span' when referring to distance but less specific to structures; 'span' often implies something held or stretched between two points.

reachبرد

متداول. برای طول یا گستردگی چیزی به کار می‌رود ولی معمولاً معنی انتزاعی دارد؛ کمتر برای فاصله‌های جسمی استفاده می‌شود.

Common. Used to mean the extent of something but often more abstract or figurative; less common for physical distances.

2noun (اسم)common

اسم — دوره زمانی

دوره زمانیمدت

مدت زمانی که چیزی ادامه دارد یا باقی می‌ماند.

The length of time that something lasts or continues.

«طول عمر متوسط دستگاه پنج سال است.»

The average lifespan of the device is five years.

«مدت توجه او نسبتاً کوتاه است.»

Her attention span is quite short.

تفاوت با واژه‌های مشابه
durationمدت

رسمی/متداول. هنگام اشاره به زمان معمولاً قابل جایگزینی است ولی بیشتر در زمینه‌های رسمی یا فنی به کار می‌رود.

Formal/common. Almost always interchangeable with 'span' when referring to time but used more in formal or technical contexts.

periodدوره

متداول. برای بازه‌های زمانی قابل جایگزینی است ولی نقطه‌ی تعادل‌تر و کلی‌تر دارد.

Common. Can replace 'span' for time intervals but 'period' is more neutral and general.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): spannedpast participle (مفعولی): spanned-ing (حال): spanning3rd (سوم): spans

فعل — گستردن

گستردنرسیدن به

گسترده شدن یا رسیدن به فاصله یا دوره زمانی مشخصی.

To extend or reach across a distance or period of time.

«پل روی رودخانه کشیده شده است.»

The bridge spans the river.

«حرفه او بیش از ۳۰ سال ادامه دارد.»

His career spans more than 30 years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stretchکشیدن

متداول. اغلب در معنی گستردن روی فاصله قابل جایگزین است؛ برای زمان کمتر استفاده می‌شود.

Common. Often interchangeable with 'span' for physical distances meaning to extend over something; less common for time.

coverپوشش دادن

متداول. وقتی به پوشش مکانی یا زمانی اشاره دارد قابل جایگزینی است.

Common. Can replace 'span' when it means to include or extend over an area or time.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000