در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پوشیده یا دارای لکههای کوچک بسیار.
Covered with or having many small spots or speckles.
«طرح لکهدار روی تخممرغها منحصر به فرد بود.»
“The speckly pattern on the eggs was unique.”
«او یک لباس نقطهدار به مهمانی پوشید.»
“She wore a speckly dress to the party.”
رایج. اغلب مترادف است ولی گاهی به لکههای بزرگتر اشاره دارد.
Common. Often synonymous but sometimes implies larger spots.