spiked

/spaɪkt/
spikea sharp pointed piece-edpast tense suffix
adjective (صفت)common

صفت — تیزکرده

تیزکردهدارای نوک تیز

دارای شاخه‌های تیز یا نوک‌های برنده.

Having spikes or sharp points.

«او دستبند تیز نوک پوشیده بود.»

She wore a spiked bracelet.

«کفش‌ها کفه‌های پُرموارد تیز برای چسبندگی دارند.»

The shoes have spiked soles for traction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pointedنوک‌تیز

رایج است. معنای مشابه دارد و در توصیف شکل‌ها قابل تعویض است.

Common. Similar meaning, generally interchangeable when describing shapes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000