spot on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/spɑt ɑn/
1adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more spot onsuperlative (عالی): most spot on

صفت — کاملاً درست

کاملاً درستدقیق

کاملاً درست و دقیق.

Exactly correct or accurate.

«جوابت کاملاً درست است.»

“Your answer is spot on.”

«توصیف او دقیق بود.»

“Her description was spot on.”

متضادها
2adverb (قید)informaltype (نوع): mannerposition (جایگاه): end

قید — دقیقاً

دقیقاًکاملاً درست

دقیقاً و به‌طور کامل، به‌ویژه از نظر درستی.

Exactly or perfectly, especially in a way that is accurate.

«حدست دقیقاً درست بود.»

“You guessed spot on.”

«نقشه کاملاً مطابق بود.»

“The map matched spot on.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000