spread one's wings

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sprɛd wʌnz wɪŋz/
phrase (عبارت)common

عبارت — بال‌وپر گشودن

بال‌وپر گشودنمستقل شدن

مستقل شدن و شروع به امتحان کردن کارها یا فرصت‌های تازه کردن.

To become independent and begin trying new activities or opportunities.

«او برای مستقل شدن به خارج از کشور رفت.»

“She moved abroad to spread her wings.”

«دانشگاه به جوان‌ها فرصت می‌دهد مستقل شوند.»

“College lets young people spread their wings.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000