spread out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sprɛd aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پخش شدن

پخش شدنپراکنده کردن

از هم فاصله گرفتن یا چیزها را در فضای وسیع‌تری پخش کردن.

To move apart or arrange things over a wider area.

«بچه‌ها در سراسر زمین پخش شدند.»

“The children spread out across the field.”

«کاغذها را روی میز پخش کن.»

“Spread out the papers on the desk.”

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — در طول زمان پخش شدن

در طول زمان پخش شدنتوزیع شدن

در یک بازهٔ زمانی پخش شدن، نه اینکه همه‌چیز یک‌باره رخ دهد.

To extend over a period of time instead of happening all at once.

«پرداخت‌ها در شش ماه پخش می‌شوند.»

“The payments spread out over six months.”

«درس‌ها را در طول هفته تقسیم کن.»

“Spread out the lessons over the week.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000